تبليغاتX
خیالِ حوصله
خیال حوصله بحر می پزد هیهات........چه هاست در سر این قطره محال اندیش
دلم زندگی می خواهد.... 

زندگی ام در درونم فسرده است....

 

چه کیفیتی است که بن بست مبارزات را با خون خود می شکنند؟؟.سه اهورایی را می گویم... درس امروز، آن کیفیتی است که آن خون را آورد.... پاینده باد جنبش مقاومت دانشجویی؛

یاد باد خاطره سه شهید اهورایی ۱۶ آذر ۳۲و شهید عزت ابراهیم نژاد ۱۸ تیر ۷۸...

راستی ....؛ به نظرم آنچه این سه تا و دیگر اهوراییان این سرزمین چون حنیف نژاد و... رقم زدند "سبکی از زندگی" است....( که البته با "مرگی زنده" نیز همراه شد)؛ چه شیرینی ای بالاتر از تمام قد و تمام خون در راه آرمان زیستن؛ چه خوش زندگی ایست؛ آیا شادی و سر خوشی ای بالاتر از زیستن برای دیگران هست؟؟

خدایا برایم بپسند....

همراه شو

|+| نوشته شده توسط مهدی پوررحیم نجف آبادی در جمعه شانزدهم آذر 1386 | موضوع:
پرهیز از منطق درگیری 
یه مطلب نوشتم در مورد اینکه دوستام تو علم و صنعت یه خورده فعالیت براشون تو حالت قفل قرار گرفته...نمی دونم اما سعی کردم یه جوری یه راه حلی بدم...به نظرم مبنای این راه حلم در تغییر نگرش فعالیت ها و مبارزه و ....است...خوشحال میشم نظرات ارزشمندتونو بدونم... شاد باشین...

جز بر خودت بر هیچ کس هجوم مبر

 

 یکی از سوالات و ابهاماتی که اکنون در پیش روی فعالان دانشجویی قرار دارد این است که در شرایط فعلی که روزنه امیدی دیده نمی شود و هر انتقادی با سرکوب مواجه می شود، به هیچ برنامه ای جز برنامه های کاملا حکومتی مجوز داده نمی شود و... همه و همه مشکلات ریز و درشتی که گریبانگیر دانشجویان و در سطح کلان مردم این مرز و بوم است "چه باید کرد"؟ یا به قولِ یکی از دوستان "چه می توان کرد"؟ آیا چیزی جز  اینکه ظالمان در این مرز و بوم رقم زده اند و رقم می زنند عاملی برای این وضعیت هست؟ آیا مانع اینکه امروز ما بسط شادمانی، همبستگی، عدالت و آزادی را سالهاست به نظاره نمی نشینیم ناظران استصوابی یا عاملان قتلها یا مجریان طرح های امنیت اجتماعی و یا بازجوها و یا مدیران نالایق و یا حراستی ها و یا شورای فرهنگی و یا ....است؟ و آیا راه حل در مبارزه و نفی اینها و سپس سپردن مسوولیت به " دیگران" یا در اختیار خود گرفتن آن است؟ آیا اتفاقی هم خواهد افتاد وقتی ظالم در روزمره و ریزمره ما خودی و غیر خودی می کند ( عمل می کند) ما  مدام تئوری دهیم که در این تفکرِ مترقی؟! ما خودی و غیر خودی نیست؟ اسلام این را می گوید؟ حقوق بشر این فرمایش را دارد؟ و خلاصه مدام خود را مجهز کنیم به اندیشه هایی؟! که در آنها ظلم جایی ندارد؟ و....

نمی دانم توانسته ام مساله را به خوبی طرح کنم یا خیر اما در ادامه تلاش خواهم کرد که با دیدی ناقص و براساس تجربه محدودی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مهدی پوررحیم نجف آبادی در دوشنبه پنجم آذر 1386 | موضوع:
و الليل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس 

 

من كلا يه مدته به اينترنت و اين مسخره بازي عادت كرده ام...مي خواستم كم كم كمش كنم اما حالا كه رضا بلاگ زد مجبورم هي بيام هي بخونمش.نه يه بار نه دو بار.... رضا هر جا هستي مراقب خودت باش داداشي.

اينم آدرسه بلاگش:

http://roozneveshteha.blogfa.com/

اما يه خبر خيلي خوش و اميدوار كننده ديگه. يه داداشه گل و بزرگوار  ديگم تو دانشگاه تهران روزنامه زده...يه روزنامه به نام صبح....البته خودمونيم عجب اسمي داره اين صبح...اگه مي خواين براتون هر روز به صورت اينترنتي روزنامه بياد به اين آدرس كافيه ايميل بزنين:

sobh.tehran@Gmail.com

پاينده باشي كمال جان.

اما از همه مهمتر اينكه دوستان، تو اين سرما، يه گرمايي زير زمين در حال فورانه...شك ندارين كه؟؟ آخه شكوفه ها تو حدودِ ۴ ماهه ديگه اين رو ثابت مي كنند...

من كه شك ندارم كه شكوفه هاي شادماني، زيبايي، برابري و آزادي در اين مرز و بوم هم پديدار خواهند شد...اما از اين مهمتر اينكه رسالت من و تو اين است اين شادماني، زيبايي، برابري و آزادي را هم اكنون در خود و در اطرافيانمان ايجاد كنيم...شكوفه ها هم اكنون در ما توان رويانده شدن دارند.....

 

|+| نوشته شده توسط مهدی پوررحیم نجف آبادی در شنبه سوم آذر 1386 | موضوع:
بالا